گردشگری طبیعت گردی وکوهنوردی البرز

گردشگری طبیعت گردی وکوهنوردی البرز

وبلاگی از دوست خوبم  یاسر

http://www.tabiatalborz.blogfa.com

بازدید کننده  و دوست گرامی و عزیز از سایت دوست خوبم دیدن بفرمایید...درهنگام نظر دهی در سایت زیر نام سایت من روهم بیارید که از طرف من بودید.باتشکر

http://gardeshgari-iran.blogfa.com/

نام کرمانشاه در افسانه‌ها

کِرْمانْشاهْ (به کردی: کرماشان) نهمین شهر پرجمعیت و یکی از کلان‌شهرهای ایران و مرکز استان کرمانشاه می‌باشد که دارای جمعیتی بالغ بر 8۸۴٬۶۰۲ نفر و مساحت ۹۳٬۳۸۹٬۹۵۶ متر مربع است. شهر کرمانشاه بزرگترین شهر کردنشین و پرجمعیت‌ترین شهر، در منطقهٔ مرکزی باختر ایران است.
کرمانشاه از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران به شمار می‌رود و پیدایش آن به سده چهارم میلادی باز می‌گردد و از آن دوران تا حمله اعراب به ایران به عنوان دومین پایتخت ساسانیان مورد توجه حکومت بود. اوج شکوفایی کرمانشاه پس از اسلام، در سده یازدهم میلادی یعنی دوران سلجوقیان بود. با گذشت یازده سده از حملهٔ اعراب به ایران، این شهر در دوران قاجار دوباره شکل شهرنشینی خود را باز یافت و به‌دلیل قرارگرفتن در چهارراه دو محور شمال به جنوب و خاور به باختر و نیز همسایگی با کشور عراق و واقع‌شدن بر سر راه شهرهای زیارتی کربلا و بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار است. این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی یکم و دوم به تصرف نیروهای بیگانه در آمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. همچنین این شهر در جنگ ایران و عراق، خسارت‌های زیادی دید.
شهر کرمانشاه از شمال به کوه فرخشاد، از شمال باختری به کوه تاق‌بستان و از جنوب به سفید کوه ختم می‌شود و یکی از شاهراه‌های ارتباطی خاور و باختر و کهن‌ترین راه گذر از ایران به میان‌رودان است.
شهر کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. در سده چهارم میلادی شهر کرمانشاه که در آن دوران روستای خوش آب و هوایی بود به عنوان دومین اقامتگاه پادشاهی ساسانیان برگزیده شد. در دوران ساسانیان باغ‌های بزرگی در این منطقه ساخته شد و تا مدت‌ها مکان خوش‌گذرانی شاهان ساسانی بوده‌است.
کرمانشاه مرکز کشاورزی ایران است و بیشتر درآمد اقصادی این شهر نیز از این راه است. همچنین میزان صادرات مواد خوراکی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ در مجموع ۹٪ از صادرات کل کشور را شامل می‌شود.

پیشینه نام

پیشینه نام کرمانشاه کرمانشاه در دوره‌های مختلف دارای نام‌های مختلفی بوده که معمولاً با تغییر از حکومتی به حکومتی دیگر صورت می‌گرفته‌است، در قدیمی‌ترین شکل خود اولین بار در دوران باستان و در زمان فرمانروایی گوتی‌ها و کاسی‌ها کرمانشاه را با نام الیپی می‌خوانندو در دوران هخامنشیان از کرمانشاه با نام‌های کامبادن، کارمیسین، کارمیشین، کرمینشان و غیره یاد می‌شود.
پس از اسلام، اعراب نام کرمانشاه را به قرمسین تغییر دادند و در دوره‌های بعدی کرمانشاه با نام کرمانشاهان و کرمانشاه خوانده می‌شد. نام کرمانشاه پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به قهرمانشهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد؛ ولی از آن‌جایی که این امر با اعتراضات گستردهٔ مردم همراه شد، در نتیجه چندی بعد با تلاش‌های اسماعیل ططری و با تصویب قانونی نام شهر به نام قدیمی خود تغییر یافت.

نام کرمانشاه در افسانه‌ها

در افسانه‌ها بنای شهر کرمانشاه را بدست طهمورث دیوبند پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان بیان کرده‌اند.

باورها در مورد نام کرمانشاه

در مورد نامگذاری کرمانشاه باورهای متفاوتی است، عده‌ای نام کرمانشاه را به بهرام چهارم منسوب می‌دانند که در سدهٔ سوم تا چهارم میلادی پادشاه شهر کرمان بوده و پس از تأسیس کرمانشاه این شهر را با نام او می‌خوانند.
عده‌ای دیگر نام کرمانشاه را برگرفته شده از اقوام کردی به نام کرمانج یا کرمانش می‌دانند که در این منطقه زندگی می‌کنند.
همچنین نام کرمانشاه را برگرفته از سه جزء «کار-مای-سیای» که در سنگ‌نبشته بیستون به آن اشاره شده‌است دانسته‌اند که به معنای مکان مقدس مردم ماد است.
جلال‌الدین کزازی اما با دیدگاه نامگذاری کرمانشاه به نام بهرام چهارم مخالف است و بر این باور است که در بخشی از کتاب بندهشن از کوه‌های کهن و باستانی و آئینی ایران سخن رفته‌است که از کوه بیستون که همواره کوهی سپند آئینی و نمادین بوده نیز یادی رفته‌است که در آنجا آمده که بیستون در کنار بومی با نام کرمینشان بالا برافراخته و یکی از پادگان‌های ساسانی هم در همین بوم جای داشته‌است، کوه بیستون یکی از مهمترین کوه‌ها در فرهنگ باستانی ایران است و نام آن و منطقه اطراف آن به تفصیل در اوستا آمده نام کرمانشاه هر چند تغییراتی دارد ولی ریشه در کارمیسین دارد که در اوستا هم آمده و بعدها با حمله اعراب به ایران به قرمیسین تغییر یافت.

یک سایت ایرانگردی زیبا

یک سایت ایرانگردی


http://irtg.ir

آشنایی با زندگی نامه هنرمند وحیداکجوان شاعر و خواننده کرمانشاهی

                                                                           نام:وحید

نام خانوادگی:اکجوان

سن:26سال

متولد :کرمانشاه- اصلیت ماهیدشتی

تحصیلات:لیسانس کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات از دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه

در حال حاضر ساکن استان کرمانشاه و مشغول به فعالیت در زمینه کارشناسی کشاورزی و موسیقی ،

زمینه های فعالیت موسیقی: شعر کردی و  فارسی کرمانشاهی  و ... و نیز آهنگسازی و سبک گذاری و تنظیم و... عضو خانه هنرمندان استان کرمانشاه وبیش از 10 سال سابقه در زمینه موسیقی و  خدمات مجالس و همچنین در زمینه های نورپردازی و  فیلمبرداری و عکاسی و...

دو البوم صوتی و تصویری به نام های عشق کاغذی و غصه نخوه با صدابرداری آقای مولود حسن زاده انجام داده.

همکاری با هنرمندانی همچون: مهدی کاویانی،علیرضا ویسی، محسن امیری، سجاد عمرملی ، شیرزاد جراحی ، داریوش احمدوند،رامین خلج،بهادر علیپور،علی حسینی،یونس دامود،رسول و رحمان و پیمان ریزه وندی،مجتبی فرهادی و سامان زارعی و ایمان نوری  وایمان تاوسه و....

به امید موفقیت ایشان با ارزو ودعای شما...


02





اصغر نوربخشیان

اصغر نوربخشیان متخلص به (قلندر) متولد ۱۳۳۰ کرمانشاه.

فعالیت هنری وی در ضمینه شعر و ادبیات می باشد.

قطعه کردی در وصف بزرگ مرد موسیقی کرد استاد اسماعیل مسقطی در زمان حیات وی در قهوه خانه سنتی پوریای ولی در حضور اساتید بزرگ شعر کرمانشاه بصورت فی البداهه سروده شده.

شایان به ذکر است اسماعیل مسقطی در ۳/فروردین/۱۳۸۷ به دیار باقی شتافت.

قطعه سروده شده از استاد قلندر:

بزم باصفا و پای نماد طاق               چهچه قناری و سیره و غازلاق

سرپنجه شیرین تار اسماعیل خان    مقام مارگسته و چرای دیواخان

حنجره کهن وییرده سالان               صدا چیون گاره کوک سریالان

جای ساقی خالی ابرو گشاده         تا سرمست بکی یاران و باده

مجلس انس و جمع ادیبان              کی بودن زیره بویده کرمان

هر چن کلامم ساده سوبی گیان     ران ملخ و بارگای سلیمان

قلندر خریف بزم راز نیه                 عرصهی سیمرغ جای پرواز نیه

بیوگرافی استاد مسعود زنگنه مجد

وی در سال ۱۳۲۶ در کرمانشاه متولد شد و در سن ۷ سالگی موسیقی را شروع و در سن ۱۳ سالگی مدرس موسیقی شد. با ارکسترهای رادیو همکاری داشت و در سن ۱۷ سالگی اولین آهنگ او با ارکستر گلها با صدای کورس سرهنگ زاده ضبط شد . مدت ها در تهران و کرمانشاه فعالیت موسیقی داشت و گروه تنبورنوازان کرمانشاه را تشکیل داد که کار آن گروه در سال ۵۸ در تالار رودکی (تالار وحدت تهران) با خوانندگی سید جلال الدین محمدیان با آهنگ باز هوای وطن توانست ساز تنبور را به جماعت هنردوستان و هنرمندان معرفی نماید. حدود ۱۵۰ آهنگ حقانی و مجازی تنبور را ضبط نمود که فعلاض خوانندگان امروز از آن کارها در گروه تنبور استفاده می کنند .

ر سال ۵۷ مرکز حفظ اشاعه موسیقی را در کرمانشاه با آقای مظهر خالقی راه اندازی نمود .

مسعود زنگنه در کارهای موسیقی محلی - ایرانی و موسیقی فرنگی آشنایی کامل داشته و شاگردانی در این زمینه تربیت نموده و تحویل جامعه هنری داده است.

آشنایی با فریدون صدیق

استاد فريدون صديق بعد از سرنگونی دولت دکتر مصدق در فضای متشنج و در حال تحول ایران در سال ۱۳۳۳ متولد شد. به راحتي مي توان گفت كه اين فضاي در حال تحول و دگرگوني در روح و روحيه اين هنرمند تاثيري عميق داشته و به راستي او فرزند تحول و دگرگوني بوده و براي رسيدن به اين هدف هزينه هاي مادي و معنوي فراواني را پرداخته... .

فريدون صديق در خانواده اي باسواد ، دردمند و وطن پرست متولد شد. خواندن و نوشتن را با معيارهاي انساني آموخت. دوران ابتدايي را در مدرسه اعظم زنگنه در يكي از محله هاي قديمي كرمانشاه سپري كرد.

وجود ادبيات غني و روحيه خاص وي ، او را بيشتر به سمت دنياي هنري كشيد كه از همان دوران كودكي به كلاس هاي موسيقي و آواز رفت و باعث شد بعدها با بزرگان موسيقي و آواز، هم تراز و هم خوان شود. زنده ياد منوچهر طاهرزاده ، زنده ياد سهيل ايواني ، اقبال حاجبي و...  ازجمله دوستان نزديكان وي و هنرمندان هم تراز به شمار مي روند.

علاقه وي به هنر باعث شد نه تنها در زمينه موسيقي بلكه در هنر تئاتر هم او را موفق و سربلند ببينيم ، اجراي موفق او در تئاتر ها و جشنواره هاي سالهاي ۵۷ تا ۶۳ هرگز از ياد هنرمندان تئاتر نخواهد رفت . سالن هاي تئاتر سنندج ، مريوان ، پاوه ، اسلام آباد غرب و كرمانشاه در خاطره شيرين خود اجراهاي دل انگيز و ماندگار او را هيچ گاه فراموش نخواهد كرد. گروه هاي((چاه و آفتاب)) ، ((تنديس عيسي)) و... با محوريت اين هنرمند ، موفق به دريافت جوايز متعددي در جشنواره هاي فراواني شده اند.

استاد فريدون صديق در سن ۱۵ سالگي اولين سرود خود را در سال ۱۳۴۸ در راديو ملي ايران اجرا كرد و در سال ۱۳۵۵ برنامه هاي تصويري اين هنرمند به عنوان تك خوان گروه ((سنندج)) در تلوزيون ملي پخش شد ، بزرگاني همچون اقبال حاجبي به عنوان رهبر اركستر گروه موسيقي او را همراهي مي كردند . همكاري و هم خواني و اجرا با هنرمنداني چون جابر طاعتي ، نجم الدين غلامي ،  زنده ياد حشمت الله لرنژاد ، جمشيد  عزيز خواني ، اسماعيل سابور ، زنده ياد اسماعيل پيرخدري ، برادران نيك خواه ، فرهاد بابان و همچنين اجراهاي فراوان با صداو سيما ايران ، گوشه اي از كارها و زحمات اين هنرمند مي باشد.

در زمان انقلاب سروده هاي انقلابي و ضد استعماري وي هر روز از صدا و سيماي كرمانشاه و ايران علي الخصوص از راديو به وفور پخش مي شد . سروده هاي معروف و ماندگاري چون ((هاوار صد هاوار دردي كردان گرانه))،((تا كي وا بوم))،((غلاي نيشتمان ))،(( آمريكاي ظالم))،((تو اي بيگانه برو بيرون))،((روله انقلاب))،((وطن))كه با همكاري زنده يادان منوچهر طاهرزاده و سهيل ايواني و آقايان مسعود زنگنه مجد ، ابوالقاسم پرنديان و... همراه بوده است.

حدود ۲۲ سال يعني تا سال ۱۳۸۳ فعاليت هنري فريدون صديق در ركود و سكوت باقي ماند، تنها چندين سال است كه وي فعاليت اش را با چندين آهنگ موفق كه روانه بازار كرده است از سر گرفته.

وي پس از مرگ همسرش هيچ گاه ازدواج نكرده است و تا كنون تنهاو يگانه با كوله باري از تجربه در حال ساخت سروده هاي تازه اي مي باشد.


حسین صفامنش

بیوگرافی

حسین صفامنش هنرمندی از دیار کرمانشاه حسین صفامنش متولد تیرما 1355 در شهر کرمانشاه است. او از همان دوران نوجوانی با موسیقی مأنوس بود و به واسطه ی صدای زیبایش عضو گروه سرود مدرسه کاشانی شد و به جشن های دهه ی فجر آهنگ های شاد کردی می خواند. صفامنش شیفته و شیدای صدای مردانه و پرطنین هنرمندان کرد زبان همچون استاد حسن زیرک ،ماملی،علی مردان،طاهر توفیق ،کاک ناصر و... بود و عشق به صدای این هنرمندان وی را وارد دنیای خوانندگی کرد. صفامنش جوان صدایی زیبا و دلنشین داشت و سرشار از استعداد بود ولی به دلیل نبود امکانات و راهنمایی دلسوز تا مدت ها عرصه ای برای بروز استعدادهای خود نیافت. در سال 77 کسانی مثل استاد سیاوش نورپور با شنیدن صدای وی، به او گفتند که اگر به صورت جدی تر به عرصه ی موسیقی بپردازد، مطمئناً آینده درخشانی در انتظارش خواهد بود. اولین محبوبیت با «خویشگه خاسه گه م» آلبوم «خوه یشگه خاسه گه م» اولین کار جدی حسین صفامنش در عرصه ی موسیقی کردی است که در سال 79 با همکاری نوزاد خطاط (نوازنده ی مهابادی) وارد بازار شد و بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت. شعر این آهنگ سروده های آقای اسد چراغی از شاعران مطرح کرمانشاهی است. با استقبال بالای مردم از «خوه یشگه خاسه گه م»، حالا دیگر آوازه ی او کم کم به عنوان یک خواننده ی خوش صدا کُرد همه جا پیچیده بود. آشنایی با استاد مجتبی میرزاده این هنرمند کرمانشاهی در سال 81 برای نشان دادن استعدادهایش در عرصه ی موسیقی نزد زنده یاد مجتبی میرزاده رفت، و صدایش بسیار مورد تائید استاد قرار گرفت. اما به دلیل ناخوش احوالی زنده یاد میرزاده و همچنین سنگین بودن هزینه های مالی تولید یک اثر موسیقایی، این ارتباطات به سرانجامی نرسید. انتشار اولین آلبوم رسمی حسین صفامنش با وجود همه ی مشکلات موجود بر سر سراه انتشار این و تنها به عشق ترویج موسیقی کردی، بالأخره در سال 84 با هزینه شخصی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان«ئیواره»، با تنظیم و آهنگسازی فرشاد رستمی و با اشعاری از شاعرانی همانند اسد چراغی و ناهید محمدی منتشر کرد. حاصل کار یک آلبوم بسیار پرفروش بود، البته بیشتر در غالب نسخه های کپی! که توسط برخی استریوها به شیوه ای کاملاً ناجوانمردانه انجام شد، که انگیزه های صفامنش برای تولید آثار دیگر را بسیار کم کرد. لازم به ذکر است که همه ی کارهای آلبوم «ئیواره» به غیر از یک آهنگ شاد فولکلور هورامي( گول بازی)، جدید بودند. کنسرت بزرگ مهاباد کنسرت مهاباد در سال 84 را باید یکی از موفق ترین کنسرت های صفامنش طی آن سال ها قلمداد کرد که با استقبال فراوان مردم هنردوست مهباد روبرو شد. او در این کنسرت توانست به خوبی توانایی های خود در عرصه ی موسیقی کردی را به رخ همگان بکشد. آلبوم «سروه» با الهام از موسیقی شاد فولکلور آلبوم «سروه» کار دیگر ی بود که این خواننده در سال 85 با همکاری لاوک لطیف به بازار عرضه کرد. فضای این آلبوم نسبت به آلبوم قبلی بسیار شادتر بود و با استقبال بسیار زیاد مردم مواجه شد. صفامنش «سروه» را به خاطر جلب رضایت آن بخش از دوست داران صدایش كه طرفدار آهنگ های شاد کردی هستند، به بازار عرضه كرد. او با این کار نشان داد که هم توانايي انجام كارهاي جدي همانند «ئيواره» را داراست و هم در تولید كارهاي شادی مثل «سروه» توانمند است. کنسرت بزرگ تهران پس از سال ها انتظار، حسین صامنش اولین کنسرت رسمی و بزرگ خود را همراه با گروه موسیقی «ژوان» را در روزهای 5 و 6 خرداد ماه در «سالن سوره» تهران به سرپرستی رهام سبحانی برگزار کرد. کنسرت تهران فرصتی بود برای اینکه او با اجرای ترانه های خاطره انگیز کردی توانایی های خود در زمینه ی خوانندگی را به رخ همگان بکشاند و در این راه نیز بسیار موفق بود. کنسرت پرشور سنندج دومین کنسرت حسین صفامنش در بهار 90 در شهر زیبای سنندج و به مناسبت تولد حضرت علی (ع) برگزار شد. او در دومین همکاری خود با «گروه موسیقی ژوان» این بار به عنوان خواننده ی اصلی به اجرای مجموعه ای از زیباترین آهنگ های فولکلور کردی و همچنین چند کارجدید پرداخت، و با هنرنمایی خود بارها و بارها جمعیت حاضر در سالن را وجد آورد. صفامنش در این کنسرت آثاری از هنرمندان نامدار کرد همانند: حسن زیرک (شه و)، مظهر خالقی (ئاموزا گیان، بوی دینم، ئه ی وه ی له رزانه و بازی بری یان)، (گه لاویژ، شه و چرای دیواخان، رازیانه رازیانه و که نیله) و شوان پرور (له م لانو)، با تنطیم های زیبایی از رهام سبحانی و محمدرضا کاکاوند را به زیبایی هرچه تمام تر اجرا کرد. همچنین وی به اجرای دو آهنگ از کارهای خود به نام های «خویشگه خاسه گه م» و «ئه ی خودا» نیز پرداخت. خواننده ای مسلط به گویش های مختلف زبان کردی حسین صفامنش به اجرای آهنگ با گویش ها ی مختلف کردی همانند: هورامی، کلهری، جافی (سورانی)، لری، لکی تسلط کافی دارد، یک ویژگی برجسته که معدود خوانندگانی از آن بهره مند هستند. او همچنین به مقام خوانی بسیار علاقه مند بوده و در کنسرت سنندج و تهران نیز یک مقام کردی در دستگاه شور و آواز دشتی را با تسلط اجرا کرد. او کارهای مقام خوانانی همچون: طاهر توفیق، علی مردان کاک ناصر و ...را همیشه دوست داشته است.

آشنای با زندگی هنری استاد منوچهر طاهرزاده

منوچهر طاهرزاده (متولد ۱۳۳۱ در کرمانشاه- درگذشت ۱۴ آذر ۱۳۸۲آهنگساز و خواننده سبک پاپ، نوازنده ویلون و سه تار.

بعضی از مواقع یاد این می افتم که وقتی ۵ سالم بود دو جلسه اواز رو از استاد یاد گرفتم برای گروه سرود.یادش به خیر ان وقت استاد حالش اصلا خوب نبود زیرا بعضی ها که چشم دیدن کار استاد با داریوش اقبالی و شاهرخ را نداشتند استاد را به اعتیاد کشانده بودند.

استاد طاهرزاده کسی بود که به تنهایی و فقط با کمک پدرش تمامی ساز ها را یاد گرفت و درسته در شهر خودش بود اما در غربت کامل در گذشت.

در دفترات خاطراتم نوشته بودم “ان روز که گفتند استاد درگذشت اندازه ی مرگ مادر بزرگم گریه کردم”من که فقط ۹ سالم بود هرروز بهشت زهرا بودم .شخصی مثل استاد پریزاد استاد پیانو او را فراموش نکرد اما بقیه چه ساده فراموشش کردند به سادگی اب خوردن.

گاه در خلوتی پنهان ترانه های اغشته در غمش را زمزمه میکنم و میخواندم با ترانه هایش بزرگ شدم به قول یکی از دوستان “سهیل تو با منوچهر طاهرزاده شروع کردی و با او نیز به پایانش میرسانی.

او سی و پنج سال خواننده بو.د و هنوز هم خواننده است بعد از او شعله موسیقی و مخصوصا خوانندگی در کرمانشاه خاموش شد و ندیدیم بعد از ان صدایی غمگین گوشمان را نوازش کند.

نمونه ای از ترانه ایشان که مشترک با محمدرضا فتاحی سروده اند:

…………………………………………………………………………….

کوچ:

کوچ غمناک پرستو های شاد      در غروبی پر و ملال بی صدا

  خبر عریونی باغا رو داد        پاییز اومد این ور پرچین باغ

  تا بچینه برگ و بار شاخه ها    کسی از گل ها نمی گیره سراغ

بیا در سوگ دلگیر گل سرخ       بخونیم شعری از دیوان گریه

من و تو زاده ی فصل خزانیم      دو تن پرورده ی دامان گریه

شده ابری چون فضای سینمون     قصه ی بی غمگساری های ما

می دونم پایان نداره بعد از این     غصه ی بی برگ و باری های ما

پاییزه پاییز عریون                 من و تو خسته و گریون

می نویسم با دل تنگ           رو گلبرگ شقایق

فصل دلتنگی پاییز             فصل غمگینی عاشق

(این ترانه را شاهرخ نیز خوانده است)


………………………………………………………………………………….

کوچه ی میعاد سناریوی بسیار قویی از استاد هست که نشون میده کسی رو نداشته و کلا رفیقی کمکش نکرده و از کوچه میعاد م میگه بسیار خارق العاده اس  این اهنگ و ترانه ای اون سرشار از تشبیه و استعاره است.


……………………………………………………………………………………………………..

اهنگ معجزه شرقی در این اهنگ  استاد به تنهایی توانست تمام سازهای زنده را به تنهایی بزند و ترانه این اهنگ انقدر عمیق هست که شما شاید دقیقه های زیادی را فکر فرو بروید


………………………………………………………………………….

اهنگی از استاد به وضع زمانه که بیشتر ساز ها شون رو خودشون زدند واقعا ترانه ای قوی داراست

نسل انسان در قرن بی باور ، پشت هیچستان می شود پرپر 

نفرت و نفرین بر چه می نالند ، بر چنین قرن زشت بی باور 

 

نه کلامی ز هم زبانی ها 

نه نشانی ز مهربانی ها 

کس ندارد به مهر کس پیوند 

شهر دل ها به سوی یک لبخند 

واژگون گردی ، ای قرن بی باور 

قرن جنگ و جر 

ای قرن شور و شر 

در بلوغ فصل سخت آهن و دود 

حرص دنیا ، حسرت سود 

آدمی را کرده نابود 

بنگر ای معبود 

در غریبستان این قرن شب آلود 

طاقت دلها بفرسود 

جلوه کن خورشید موعود


واقعا دانلود نکنید این رو از یه ترانه خیلی خیلی قوی بهره نمیبیرید پس دانلودش واقعا زیباست

………………………………………………………………………..

در اخر امیدوارم فاتحه ای را نثار روح پاک و مقتدرش بکنید و ترانه های و ملودی های رو که استاد ساخته اند فهمیده باشید

ایشات وقتی در اوج بود متاسفانه دوستانش او را به دام اعتیاد بردن…….

مرحوم طاهرزاده خواننده کرمانشاهی به علت بیماری کبدی در آی سی یو ۱۱ صبح بیمارستان طالقانی کرمانشاهدر گذشت و پیکرش شانزدهم آذر ماه در آرامستان کرمانشاه به خاک سپرده شد.

بر اثر بیماری هپاتیت C درگذشت


روحش شاد..............